امروز : پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰ - 2012/02/23

اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا
گفتگو با نمایندۀ مقام معظم رهبری در اتحادیه PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۰۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۰۸
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا مورد اعتماد امام (ره) بود
گفتگو باحجت الاسلام والمسلمين دکتر جواد اژه اي نماينده مقام معظم رهبري در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا

نويسنده: عبدالحسين عباسي

اشاره:
اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا چهل سال پيش و در شرايطي که مبارزات عليه رژيم شاهنشاهي در داخل و خارج از کشور در حال شکل گيري مجدد خود پس از وقايع پانزدهم خرداد سال 42 بود با نااميدي از جريان چپ دانشجويي، موسوم به تشکل کنفدراسيون دانشجويان ايراني در خارج از کشور، با تشکيل انجمن هاي محلي در شهرهاي مختلف اروپا کار خود را آغاز کرد در رابطه با اتحاديه انجمن هاي اسلا مي دانشجويان ايران در اروپا با حجت الاسلام والمسلمين دکتر جواد اژه اي، دکتراي روانشناسي تجربي از اتريش که هم اکنون علاوه بر نمايندگي مقام معظم رهبري در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا، رئيس سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان مي باشد گفتگويي را انجام داده ايم که با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
***
لطفا در خصوص سابقه تشکيل اتحاديه و اهداف و فعاليتهايش به طور مختصر توضيح بفرماييد؟
فعاليتهاي دانشجويان مسلمان تقريبا تا قبل از پانزده خرداد سال 42 و آن رويداد عظيم بسيار ناچيز بود و در خارج از کشور اصلاتشکلي نداشتند. رويداد پانزده خرداد مذهب و رهبري مذهبي را در کنار مدعيان مارکسيست وسوسياليست مطرح کرد. به گونه اي که نقش رهبري غير قابل انکار بوده است. حرکتهايي موازي حرکتهاي مذهبي در ايران شکل مي گيرد يعني وقتي مرحوم جلال آل احمد “خسي در ميقات” را مي نويسد سردبير روزنامه فردوسي يعني عباس پهلوي بهايي “ديدار از بيت العتيق” را مي نويسد.
يعني در مقابل يک نوع سفرنامه نويسي عاشقانه آل احمد يک سفرنامه نويسي موازي که ارزشها و صداقتهاي ياد شده در “خسي در ميقات” را کم کند شکل مي گيرد با اين حال جريانهاي موازي مذهب در داخل ايران خيلي فعاليت داشتند مثلا وقتي که انجمن اسلامي از سال 42 به بعدشکل گرفت اعضاي آن هدف تعرض گروههاي ديگر قرار داشتند.
ما دو مشکل داشتيم يکي مشکل جريان چپ دانشجويي در دانشگاه بود که همرنگي و هم آوايي هايي را با رژيم حاکم داشت، يعني بي بند و باري و رها شدگي، تفکر و عمل قالب آنها بود. ديگر آدمهاي آفتابه به دست و طهارتي بودند که مي خواستند جايگاه خاصي را در جريانهاي داخل کشور به وجود بياورند.
طرز آشنايي و رابطه اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا با شهيد دکتر بهشتي چگونه بود و پس از اين آشنايي فعاليتهاي آن به چه سمت و سويي پيش رفت؟
زماني که به خاطر فضاي مسموم سياسي داخل کشور شهيدبهشتي را در سال 43 از قم به تهران تبعيد مي کنند عملا فعاليتهايشان محدود مي شود دوستان پيشنهاد مي کنند که ايشان به مرکز هامبورگ برود يکي از کارهاي شهيد بهشتي در آن زمان ارتباط با تشکلهاي دانشجويي بود.
در آن زمان تشکل رسمي دانشجويان ايراني “کنفدراسيون دانشجويان” بود که عمدتا جريان چپ و سوسياليست که هيچگونه باور ديني نداشته در آن حضور فعال داشتند. دانشجويان ارزشي هيچ گاه با رنگ مذهب نمي توانستند به طور جدي در اين جريان حضور فعال داشته باشند.
در بحثهايي که آنجا مطرح مي شد از دين خبري نبود اما يک تشکل دانشجويي مسلمان وجود داشت که اين تشکل شامل دانشجويان کشورهاي عربي- اسلامي و با محوريت “اخوان المسلمين مصر” شکل گرفته بود تقريبا همه کشورهاي عربي و اسلامي نمايندگاني در اين مجموعه که تحت عنوان “اتحاد الطلبه المسلمين في اروپا” فعال بود داشتند که همين اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا ترجمه اي از آن است.
مرحوم دکتر بهشتي با اين مجموعه ارتباط برقرار مي کنند داخل اين مجموعه سه چهار نفر دانشجوي ايراني حضور داشتند که هسته اوليه اتحاديه را در سال 45 اين بچه ها مي ريزند و اينها گروه فارسي زبان اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا بودند- تقريبا اولين نشست اتحاديه از هفت هشت نفر عضو شکل گرفته که متعاقب آن نشست دوم شان برگزار مي شود. ارگان و نشريه اتحاديه هم به اسم “اسلام، مکتب مبارز” منتشر مي شود. شماره اولش حدود 12 صفحه بوده که شامل گفتاري از دکتر بهشتي و يکي دو مقاله از علامه جعفري است و تا پيروزي انقلاب اسلامي 26 شماره به زير چاپ مي رود.
اين مجموعه تقريبا کارهاي مقدماتي اتحاديه را که خيلي ابتدايي بود انجام داده اند در خرداد سال 48 بزرگترين وپنجمين نشست اتحاديه برگزار مي شود. شهيدبهشتي هم در آنجا حضور پيدا کرده و پيامي به نشست مي دهند. پس از آن تصميم مي گيرند که يک آموزش عمومي براي اعضاي اتحاديه در “مرکز اسلامي هامبورگ” برگزار شود. اين آموزشها حدود پانزده روز با مديريت شهيد بهشتي به عنوان مسئول عقيدتي و ايدئولوژيکي مجموعه طول مي کشد تقريبا برنامه هاي کلي اتحاديه از اينجا شکل و شمايل يک تشکل فعال را به خود مي گيرد.
به اين اعضا پس از آموزش چه وظيفه و تکليفي محول مي شود؟ به ادامه اين فعاليتها و ارتباط تان با حضرت امام(ره) اشاره بفرماييد؟
اينها متعهد هستند که جوانان را جذب فعاليتها بکنند در پنجمين کنگره اتحاديه اولين نامه امام در جواب گزارشي که اتحاديه براي ايشان مي فرستد باعث ارتباط فعال اتحاديه با امام(ره) مي گردد. در ششمين نشست دوازده انجمن از آلمان، پنج تا از اتريش به علاوه انجمن بروکسل، پاريس و بلژيک حضور دارند. يعني اتحاديه از آلمان و اتريش فراتررفته و بلژيک وتعدادي از کشورهاي ديگر را شامل مي شود در اين نشست گزارشي به خدمت حضرت امام(ره) در نجف مي فرستند و امام هم به اين گزارش پاسخ مي دهند که اساسنامه جديد در سال بعد از آن تعيين مي شود.
تقريبا همزمان با پنجمين کنگره اي که در اروپا برگزار شد، تعدادي از بچه هاي مذهبي ساکن آمريکا از کنفدراسيون دانشجويان جدا شده و تشکيل انجمن اسلامي آمريکا و کانادا را مي دهند.
چه برخوردهايي با اتحاديه صورت مي گرفت و آيا اعضاي اتحاديه در مواجه با مشکلات ميدان را خالي نمي کردند؟
فراموش نکرده ام که حدود سالهاي دهه پنجاه زماني که بچه ها براي تفريح به کوه مي رفتند و يا نماز مي خواندند بچه هاي “کنفدراسيون دانشجويان” يا به عبارتي چپي ها آنها را مسخره مي کردند. تقريبا پس از نشست ششم پيامهاي اتحاديه در اروپا و ايران تکثير وتوزيع مي شد اين پيام سخنگويي از نهضت و جنبش داخل کشور، گزارشهاي اختناق ايران و از طرفي يک افشاگري عليه رژيم شاه بود. بعضي از دانشجوهاي مقيم آمريکا به دليل درگيريهايي که رخ داد اخراج شدند.
در اين مدت يکي از مسائلي که در اتحاديه انجمن هاي اسلامي اروپا در قبل از انقلاب مهم است و من هم به عنوان يک عضو اتحاديه که تقريبا اسناد سفارتمان را در اتريش بازديد کرده و بچه هاي ديگر هم در ديگر کشورها بررسي کرده بودند اين بود که هيچ عضوي از اتحاديه وابسته و يا خبرچين ساواک نبود در صورتي که رئيس “کنفدراسيون دانشجويان” بعدا رئيس بازجوهاي فکري ساواک شد پس از انقلاب هم خيلي از اينها ساواکي از آب درآمدند.
علت عدم نفوذ ساواک در اتحاديه اين بودکه قدرت ما را تشخيص ندادند، مثل امروز که اسرائيل قدرت حزب الله لبنان را تشخيص نداد. دوم اينکه اعضاي اتحاديه موظف به عمل به واجبات وترک محرمات بودند هر کسي که مشکل پيدا مي کرد آن شخص ديگر عضو اتحاديه نبود. تقريبا اتحاديه از قدرت خواهي جريانهاي سياسي ونفوذ آنهاسالم ماند. از طرفي اعضا براي تامين هزينه هايشان موظف بودند کار بکنند ويا يک روز از درآمدشان را به اتحاديه بدهند. جلسات به صورت چرخشي در خانه اعضا برگزار مي شد و هزينه جلسه را شخص ميزبان بر عهده مي گرفت مثلا در “وين اتريش” سالي دو بار نوبت ما مي شد.
به دهه پنجاه وسالهاي سرنوشت ساز منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي اشاره کرديددر اين رابطه و تا سال 57 که انقلاب اسلامي به بار مي نشيند فعاليتهاي اتحاديه در چه حيطه هايي است ؟
فعاليتهاي اساسي مان از سال 56 و به خصوص بعد از قيام قم شروع شد. اولين اعتصاب به خاطر اين رويداد در سه شهر رم، پاريس و استکهلم شکل گرفت. در همان سال به کشتار مردم تبريز در 19 دي ماه و چهلم آنها اعتراضهايي شکل گرفت که در مجموع افشاگري عظيمي عليه رژيم شاه بود.
برنده ترين سلاح برعليه يک رژيم اعتصاب غذا بود که بسيار موثر افتاد. بچه هاي اتحاديه در سال 56 بدون هيچ گونه مخفي کاري و دلهره اي، بر عليه رژيم حضور فعال داشتند. در سال 57 و در آستانه آمدن امام به نوفل لوشاتو يک گردهمايي در پاريس داشتيم که تقريبا انعکاس خبري خيلي بالايي داشت در دي ماه همان سال اعتصاب غذايي داشتيم که گزارش مبسوط آن درهمه خبرگزاريها درج شد. در نوفل لوشاتو به عنوان سربازان گمنام حفاظت از امام، ساماندهي و پذيرايي مهمانان را بر عهده داشتيم اما آنچه مسلم بود اين بود که اين تشکل مورد اعتماد امام(ره) و رهبري بود. حضرت امام خميني(ره) به اتحاديه اجازه دادند که با امضاي اتحاديه بيانيه ها و فرمايشاتشان چاپ شود. امام خميني(ره) نسبت به جبهه ملي و نهضت ملي معترض بودند در حالي که اتحاديه را به عنوان فرزند خودشان قبول داشتند.پس از پيروزي انقلاب تعدادي از بچه هاي ساکن آمريکا و اروپا به ايران برگشتند. حتي بخش عمده اي از نيروهاي اتحاديه تحصيلاتشان ناقص ماند.
امکانات ما خيلي کم بود قبل از 22 بهمن يک فيلم 5 دقيقه اي هشت ميلي متري از تظاهرات عليه رژيم شاه به دست آورده بوديم. در يک سمينار در وين هشت ساعت طول کشيد که با يک ضبط صوت قراضه سرودهاي متناسب با حرکت انقلابي مردم را در قالب يک فيلم بسازيم.
اتريشي ها به صورت بچه ها تف مي انداختند به خاطر اينکه فقط مي گفتيم اين اعلاميه را بگير! اينها اينقدر دموکرات و آزاديخواه بودند که حتي تحمل خواندن و يا گرفتن يک اعلاميه را نداشتند. شکستن اين فضا و کاستن از حمايت مردم اروپا از رژيم شاه با افشاگريهايي که عليه رژيم در مطبوعات اروپايي منعکس مي شد تا حدودي موثر افتاده بود. همين فعاليتهاي دانشجويان مسلمان در خارج از کشور به همراه ملت ايران، رژيم شاه را تضعيف کرده و در حمايت از انقلاب به ميدان آمده بودند در حالي که اگر انقلاب پيروز نمي شد به خاطر فضاي خفقان در داخل کشور اين دانشجويان به هيچ وجه نمي توانستند به ايران برگردند.
هم اکنون پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اتحاديه دانشجويان به عنوان يک طيف فرهيخته و منتقد و آرمانگرا چه فعاليتهايي داشته و قصد دارد در چه مسيري حرکت کند؟
بنده در طول هفده سالي که به عنوان نماينده رهبري، يعني از سال 68 تا الان، در اتحاديه حضور دارم. از مجموع حدود 33 سال است که با اتحاديه ارتباط داشته ام پس از رحلت حضرت امام(ره) که به عنوان نماينده ولي فقيه در اتحاديه انتخاب شدم، در اين مدت تمام تلاشمان اين بود که بچه ها ذهن نقاد داشته باشند واز مسائل اساسي انقلاب نگذرند. اگر کجروي و يا اشکالي مي بينند به شيوه اي که همراه با پرخاشگري هاي بچه گانه و يا خصومت آميز نباشد آن را مطرح کنند. شما وقتي در يک موضع نقادانه، صريح و ارزشي حرکت کرده و قواعد بازي و اشکالات را مطرح کنيد به نفع نظامي است که با راي اين ملت بيمه شده است. ببينيد وقتي رئيس جمهور کشور يعني بني صدر کارشکني کرد مردم پشت سرش را خالي کرده و عليه او موضع گرفتند. من درجريان تشکيلات اتحاديه هميشه اين اعتقاد را داشته و سعي کرده ام که انجمن هاي اسلامي خارج از کشور تفکيک نشوند چون که اينها اساس حرکت اتحاديه هستند اميدواريم که سليقه هاي مختلفي که امام(ره) و راه امام را قبول دارند در اتحاديه حضور فعال داشته و در کنار هم باشند.
آقاي دکتر، هر تشکل وسازمان يک سري مشکلات خاص خود را دارد مشکلاتي که فعلا اتحاديه با آن مواجه هست ،چيست؟ و شما چه انتظاراتي از دولت جمهوري اسلامي براي رفع اين مشکلات داريد؟
ببينيد دانشجويان ما دو طيف هستند . در اروپاي غربي بچه هاي بورسيه حضور دارند در اروپاي شرقي دانشجويان با هزينه خودشان تحصيل مي کنند آنها ممکن است از کمبود بورس و عدم تمديد آن نگران باشند. در اين زمينه از زمان آقايان هاشمي و خاتمي مشکلات اين طيف مطرح مي شد و در دوره آقاي احمدي نژاد اينها يکسري مشکلات داشتند که به اشکال مختلف سعي شده آنها را حل کنند. در اروپاي شرقي عدم تاييد مدرک تحصيلي دانشگاه مبدا، مطرح است که سعي مي شود با وزارت علوم در اين خصوص هماهنگ شود.
اگر بخواهيم در خصوص آسيب شناسي فکري و سياسي اتحاديه را آسيب شناسي بکنيم، اتحاديه بايد از چه تهديدها و خطراتي دور باشد و آيا تهديدهايي هستند که نياز به مراقبت داشته باشد؟
در اين مدت هفده سال تلاش کرده ايم که اتحاديه درتشکيلات سياسي هضم نشود تشکلهاي سياسي مي توانند فارغ التحصيلان ما را عضو خودشان بکنند همانطور که اين وضعيت موجود است.
اما چنانچه بلعيدن اتحاديه جزو اهداف يک تشکل سياسي باشد آسيب جدي مي رساند. آسيب ديگري هم که خيلي مهم است اين است که اعضاي اتحاديه از اهداف ارزشي خود فاصله بگيرند، يعني فاصله گرفتن از همه چيزهايي که به عنوان اسلام، ذوب شدن در آن و قبول کردن اسلام به عنوان يک دين که براي زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي لازم است. اگر اتحاديه به اين وضعيت رسيده و اينها را باور نداشته باشد فکر مي کنم که بايد قبله اش را عوض کند و تا زماني که اين باور ديني و ارزشي مطرح است مي توانيم با سليقه هاي مختلف در کنار هم باشيم همانطور که دريک جناح سياسي سليقه هاي مختلف حاکم هستند. در حالي که اگر مشعل راهنما وجود نداشته باشد قطعا آن کشتي به ساحل نمي رسد.
به عنوان مطلب آخر اگر پيشنهادي براي دانشجويان و يا خوانندگان ما داريد بفرماييد؟
تلاش ما بر اين است تا در وزارت علوم و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي به جاي بورسهاي سه ساله از بورسهاي 6 ماهه و يا 9 ماهه داخل استفاده کنند که خيلي اثربخش است و علت توقف دانشجويان در خارج از کشور هم همين است بنابراين به همان نسبت ضايعاتش کمتر است. اگر کسي در شهرهايي که ما مرکز اسلامي داريم براي تحصيل مي رود دعوت مي کنيم که در جلسات اتحاديه شرکت کنند. ما در مسکو و کي يف پايتخت اکراين بيت الزهرا داريم. به طور جداگانه در انگليس و در شهرهاي [لندن، منچستر، نيوکاسل، گلاسکو و ليورپول] مرکز اسلامي داريم در بعضي از اوقات و ايام هفته دعاي کميل و يا جلسه داريم.
در اعياد و وفيات دانشجوها برنامه دارند و خيلي از نيروهاي آزاد هم شرکت مي کنند. خيلي ها در آن غربت مي گويند دعاي کميل که آنجا مي خوانيم خيلي به دل مي چسبد گاهي هم که ما به سفر مي رويم عشقمان در لندن، کي يف و هامبورگ و ... دعاي کميل است.